منابع اصلی: كافى/ جلد 2/ ص 668 / بَابُ حَقِّ الْجِوَار
متن عربی
جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ ص فَشَكَا إِلَيْهِ أَذًى مِنْ جَارِهِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص اصْبِرْ ثُمَّ أَتَاهُ ثَانِيَةً فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ ص اصْبِرْ ثُمَّ عَادَ إِلَيْهِ فَشَكَاهُ ثَالِثَةً فَقَالَ النَّبِيُّ ص لِلرَّجُلِ الَّذِي شَكَا إِذَا كَانَ عِنْدَ رَوَاحِ النَّاسِ إِلَى الْجُمُعَةِ فَأَخْرِجْ مَتَاعَكَ إِلَى الطَّرِيقِ حَتَّى يَرَاهُ مَنْ يَرُوحُ إِلَى الْجُمُعَةِ فَإِذَا سَأَلُوكَ فَأَخْبِرْهُمْ قَالَ فَفَعَلَ فَأَتَاهُ جَارُهُ الْمُؤْذِي لَهُ فَقَالَ لَهُ رُدَّ مَتَاعَكَ فَلَكَ اللَّهُ عَلَيَّ أَنْ لَا أَعُودَ.
متن داستان
مردى نزد پيغمبر (ص) آمد و از آزار همسايه اش به او شكايت كرد. رسول خدا (ص) به او فرمود: صبر كن، سپس بار دوم خدمتش آمد (و شكايت كرد) پيغمبر (ص) به او فرمود: صبر كن، سپس بار سوم آمد و باز شكايت كرد، حضرت به او فرمود: چون روز جمعه شود آنگاه كه مردم براى نماز جمعه ميروند اثاثيه خانه ات را سر كوچه و راه مردم بيار تا هر كه به نماز جمعه ميرود ببيند و چون از تو پرسند (كه براى چه اين كار را كرده اى) جريان را به آنها بگو. آن مرد اين كار را كرد، پس از آن همسايه كه آزارش ميداد پيش او آمد و گفت: اثاثيه ات را به خانه باز گردان من با خدا عهد مي كنم كه ديگر تو را آزار ندهم.
خلاصه داستان
مردی از آزار همسایه اش خدمت پیامبر اکرم (ص) شکایت میکند و حضرت به او توصیه میکنند تا صبر کند و روش خود را تغییر دهد.