منابع اصلی: بحارالانوار/ جلد43 / ص123 – باب 5 تزويجها صلوات الله عليها ….
متن عربی
عَنْ بِلَالِ بْنِ حَمَامَةَ قَالَ: طَلَعَ عَلَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ ص ذَاتَ يَوْمٍ وَ وَجْهُهُ مُشْرِقٌ كَدَارَةِ الْقَمَرِ فَقَامَ إِلَيْهِ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عَوْفٍ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذَا النُّورُ؟ قَالَ بِشَارَةٌ أَتَتْنِي مِنْ رَبِّي فِي أَخِي وَ ابْنِ عَمِّي وَ ابْنَتِي وَ أَنَّ اللَّهَ زَوَّجَ عَلِيّاً مِنْ فَاطِمَةَ وَ أَمَرَ رِضْوَانَ خَازِنَ الْجِنَانِ فَهَزَّ شَجَرَةَ طُوبَى فَحَمَلَتْ رِقَاعاً يَعْنِي صِكَاكاً بِعَدَدِ مُحِبِّي أَهْلِ بَيْتِي وَ أَنْشَأَ مِنْ تَحْتِهَا مَلَائِكَةً مِنْ نُورٍ وَ دَفَعَ إِلَى كُلِّ مَلَكٍ صَكّاً فَإِذَا اسْتَوَتِ الْقِيَامَةُ بِأَهْلِهَا نَادَتِ الْمَلَائِكَةُ فِي الْخَلَائِقِ فَلَا يَبْقَى مُحِبٌّ لِأَهْلِ الْبَيْتِ إِلَّا دَفَعَتْ إِلَيْهِ صَكّاً فِيهِ فَكَاكُهُ مِنَ النَّارِ بِأَخِي وَ ابْنِ عَمِّي وَ ابْنَتِي فَكَاكُ رِقَابِ رِجَالٍ وَ نِسَاءٍ مِنْ أُمَّتِي مِنَ النَّارِ.
متن داستان
بلال ابن حمامه روايت ميكند كه گفت: يك روز پيغمبر خدا در حالى نزد ما آمد كه صورت مباركش نظير قرص ماه بود، عبد الرحمن بن عوف برخاست و گفت: يا رسول اللَّه! اين چه نوري است!؟
فرمود: براى مژدهاى است كه از طرف پروردگارم دربارهی برادرم و پسر عمويم و دخترم به من داده شده، آن مژده اين است كه خدا فاطمه را براى امير المؤمنين تزويج نموده است، خدا به خازن بهشت دستور داده: درخت طوبى را حركت دهد تا رقعههائى به عدد دوستان اهل بيت من حمل نمايد و در زير آن درخت ملائكهاى از نور آفريد و به هر يك از آنان يك رقعه عطا كرد، موقعى كه قيامت به پا شود ملائكه محبين اهل بيت را در ميان خلائق ندا ميكنند، احدى از دوستداران اهل بيت من باقى نميماند مگر اينكه به وسيله پسر عمويم على و دخترم مردان و زنان امتم از جهنم نجات خواهند يافت.
خلاصه داستان
داستان بشارت خداوند به پیامبر(ص) در مورد ازدواج امیرالمؤمنین(ع) و حضرت فاطمه(س) و داستان شجره طوبی که برگهایش سند و حواله آزادی از آتش جهنم برای دوستان اهل بیت (ع) است.