منابع اصلی: کافی / ج2 / ص458 / باب محاسبه العمل
متن عربی
كَتَبَ رَجُلٌ إِلَى أَبِي ذَرٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ يَا بَا ذَرٍّ أَطْرِفْنِي بِشَيْءٍ مِنَ الْعِلْمِ فَكَتَبَ إِلَيْهِ أَنَّ الْعِلْمَ كَثِيرٌ وَ لَكِنْ إِنْ قَدَرْتَ عَلَى أَنْ لَا تُسِيءَ إِلَى مَنْ تُحِبُّهُ فَافْعَلْ فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ وَ هَلْ رَأَيْتَ أَحَداً يُسِيءُ إِلَى مَنْ يُحِبُّهُ فَقَالَ نَعَمْ نَفْسُكَ أَحَبُّ الْأَنْفُسِ إِلَيْكَ فَإِذَا أَنْتَ عَصَيْتَ اللَّهَ فَقَدْ أَسَأْتَ إِلَيْهَا
متن داستان
شخصی به ابوذر نوشت: به من چیزی از علم بیاموز. ابوذر در جواب گفت: دامنه علم گسترده تر است، ولی اگر می توانی بر کسی که دوستش داری بدی نکن. مرد گفت: این چه سخنی است که می فرمایی! آیا تا کنون دیده ای کسی در حقّ محبوبش بدی کند؟ ابوذر پاسخ داد: آری! خودت برای تو از همه چیز محبوب تر است. هنگامی که گناه می کنی بر خویشتن بدی کرده ای!
خلاصه داستان
سفارش ابوذر به مردی که طالب علم بود به این که بر نفس خودت که عزیزترین چیز نزدت است بدی نکن.