منابع اصلی: كافي / ج2 / ص 198 / باب السعي في حاجه المؤمن
متن عربی:
عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ: كُنْتُ جَالِساً مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ مَكَّةَ يُقَالُ لَهُ مَيْمُونٌ فَشَكَا إِلَيْهِ تَعَذُّرَ الْكِرَاءِ عَلَيْهِ فَقَالَ لِي قُمْ فَأَعِنْ أَخَاكَ فَقُمْتُ مَعَهُ فَيَسَّرَ اللَّهُ كِرَاهُ فَرَجَعْتُ إِلَى مَجْلِسِي فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا صَنَعْتَ فِي حَاجَةِ أَخِيكَ فَقُلْتُ قَضَاهَا اللَّهُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي فَقَالَ أَمَا إِنَّكَ أَنْ تُعِينَ أَخَاكَ الْمُسْلِمَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ طَوَافِ أُسْبُوعٍ بِالْبَيْتِ مُبْتَدِئاً ثُمَّ قَالَ إِنَّ رَجُلًا أَتَى الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ ع فَقَالَ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي أَعِنِّي عَلَى قَضَاءِ حَاجَةٍ فَانْتَعَلَ وَ قَامَ مَعَهُ فَمَرَّ عَلَى الْحُسَيْنِ ص وَ هُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فَقَالَ لَهُ أَيْنَ كُنْتَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ تَسْتَعِينُهُ عَلَى حَاجَتِكَ قَالَ قَدْ فَعَلْتُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي فَذُكِرَ أَنَّهُ مُعْتَكِفٌ فَقَالَ لَهُ أَمَا إِنَّهُ لَوْ أَعَانَكَ كَانَ خَيْراً لَهُ مِنِ اعْتِكَافِهِ شَهْراً.
متن داستان:
از صفوان جمال، گويد: من با امام صادق (ع) نشسته بودم، به ناگاه مردى از اهل مكه به او وارد شد به نام ميمون و به آن حضرت از نداشتن كرايه بدهكارى خود شكوه كرد، آن حضرت به من فرمود: برخيز، به برادر خود كمك كن، من با او برخاستم و خدا كرايه بدهى او را فراهم كرد و من به مجلس خود برگشتم.
امام صادق (ع) فرمود: با حاجت برادرت چه كردى؟ گفتم: خدا آن را بر آورد، پدر و مادرم قربانت، پس فرمود: هلا به راستى كه كمكت به برادر مسلمانت دوستتر است نزد من از اينكه يك هفته به خانه كعبه طواف آغاز كنى. سپس فرمود:
مردى نزد حسن بن على (ع) آمد و عرض كرد: پدر و مادرم قربانت، مرا به برآوردن حاجتى كمك كن، آن حضرت نعلين به پا كرد و با او برخاست و بر حسين (ع) گذر كرد كه ايستاده بود و نماز میخواند، به آن مرد فرمود: كجا بودى كه ابى عبد اللَّه الحسين (ع) را براى حاجت خود به يارىطلبى؟ گفت: همين كار را كردم- پدر و مادرم به قربانت- در پاسخ فرمود كه: معتكف است، به آن مرد فرمود: هلا راستش اين است كه اگر به تو كمك كرده بود براى او بهتر بود از اعتكاف يك ماه.
خلاصه داستان:
فردی خدمت امام صادق علیه السلام رفت و برای حل مشکلش از حضرت کمک خواست. حضرت صفوان را برای کمکش فرستادند و فرمودند: برآوردن یک حاجت به ظاهر کوچک کسی از هفت شوط طواف محبوبتر است ….