لوازم مورد نیاز:
پرینت اسامی و القاب حضرت زهراسلاماللهعلیها روی طرح ابر ( ترجیحاً در سایز 4A و لمینیتشده) – پرینت جداول مسابقه
برنامه در یک نگاه:
- فعالیتهای زنگهای تفریح:
- در هفتۀ ولادت، معانیِ اسامی و القاب موجود در جدول پایین، روی طرح ابر پرینت گرفته و به سقف آویزان شود. در هر روز چند اسم (مثلاً هر زنگ تفریح دو تا) روی برد نصب شود و برگههای کوچک جدول به بچهها داده شود. دانشآموزان باید از میان معانی روی ابرها، معنی اسامی آن روز را بیابند و در جدول بنویسند و در صندوق بیندازند.
- در پایان روز اسم یا لقب هر معنی روی ابر نوشته شود. (اشکال ابرها را از پیوست1 دانلود کنید.)
- فعالیتهای زنگهای تفریح بچههای پیشدبستان و اول:
- چند تصویر مربوط به داستان ولادت حضرت زهراسلاماللهعلیها به صورت قطعات پازل درست شود و دانشآموزان در زنگهای تفریح تکهها را رنگ کرده و تکمیل نمایند تا در روز جشن نشان داده شود.
- فعالیتهای روز جشن:
- قرائت دستهجمعی سورۀ کوثر
- شروع جشن با پخش ویدیو زهرای کوثر
- بیان داستان تولد حضرت زهراسلاماللهعلیها به صورت نمایشی توسط معلمین و تصویر تکمیلشدۀ پیش و اول
- پاورپوینت القاب و اسامی به همراه معنی نمایش داده شده و پاسخها به کمک بچهها مرور شود. در نهایت از دانشآموزانی که جدولشان بیشترین جواب درست را داشته نام برده شود. (فایل پاورپوینت را از پیوست2 دانلود کنید.)
- فایلهای صوتی برای برنامه را از پیوست3 دانلود کنید.
- اسامی و القاب:
نام | معنا |
فاطمة | جدا شده از آتش (ایشان دوست داران واقعی خود را از آتش جهنم نجات می دهند) |
زَهراء | درخشان و نورانی |
| بَتُول | بریده از مردم و متوجه به سوی خدا |
مُبارَکه | پربرکت |
مُحَدَّثَه | کسی که فرشتگان با او سخن گویند |
راضیَه | خشنود (به تقدیر الهی) |
مَرضیَّه | کسی که خدا از او راضی و خشنود است |
صِدّیقَه | بسیار راستگو |
طاهِرَه | پاک |
لقب | معنا |
معصومَه | مصون از گناه |
زَکیَّه | پاکیزه (از زشتیهای اخلاقی) |
نوریَّه | نورانی |
حانیَه | بسیار مهربان |
مَنصورَه | یاری شده |
طَیّبَه | نیک، زلال، پاک |
مُطَهَّرَه | پاک |
رَشیدَه | فهمیده و خردمند |
فاضِلَه | بافضیلت |
مَهدیَّه | هدایت یافته |
عابدَه | عبادت کننده |
کوثر | خیر کثیر |
سلیمه | بیعیت، سالم |
حبیبه | دوست و با محبت |
صابره | بسیار صبر کننده |
جشن ولادت:
- متن مجری:
توجه: این متن نمایشگونه بین مجری، زن عرب و چهار بانوی بهشتی صورت میگیرد.
(مجری در حال سلام احوالپرسی که صدای کوبیدن در به انواع مختلف میآید)
مجری با تعجب: صدای چیه؟ خانم... صدای چیه؟ کی داره در میزنه؟ بچهها شما هم میشنوید؟
(باز هم صدای در)
زن عرب: (با پوشش زنهای عرب نفسزنان وارد میشود) من بودم که در میزدم!
(اینطرف و آن طرف را نگاه میکند. انگار دنبال کسی میگردد.)
مجری: دنبال کسی میگردید؟
زن عرب: آری، بانویم کمک میخواهند!
مجری: بانویت؟ کمک برای چه؟
زن عرب: زمان به دنیا آمدن فرزند بانویم رسیده ولی...
مجری: ولی چی؟
زن عرب: ولی هیچکدام از زنان مکه حاضر نیستند بیایند. چقدر بیانصافاند! چقدر سنگدلاند! (همانطور بیتاب بیرون میرود)
مجری: این خانوم اونقدر ناگهانی وارد شد و اونقدر نگران بود که یادم رفت عید رو بهتون تبریک بگم. عیدتون مبارک! قبل از اینکه من بخوام ماجرا رو براتون تعریف کنم، بذارین اول از یه چیزی رونمایی کنم که به من در تعریف داستان کمک میکنه! (نمایش تصویر آمادهشدۀ پازل پیش و اول)
خب؛ حالا بریم سراغ اینکه این خانومه کی بود و نگران چی بود؟
جونم واستون بگه، یکی بود یکی نبود! مکه بود و بانوی بزرگواری که تو همه چیز از همه بهتر بودند. اخلاق، دست و دلبازی، زیبایی، ثروت و خلاصه همۀ خوبیها در ایشون جمع شده بود. این بانوی عزیز چه کسی بودند؟ بله! مادر عزیز حضرت فاطمهسلاماللهعلیها، حضرت خدیجه بودند.
حضرت خدیجه با اون موقعیت ویژهای که تو مکه داشتند؛ با پیامبر که هیچ ثروتی نداشتند و پدر و مادرشون هم از دنیا رفته بودند ازدواج کردند؛ و این شد که زنان مکه ارتباطشون رو با حضرت خدیجه قطع کردند. حتی جواب سلامشون رو هم نمیدادند. میدونید چرا؟ چون حرفشون این بود: تو به توصیۀ ما عمل نکردی و با محمدصلیاللهعلیهوآله که هم بیپوله و هم یتیمه ازدواج کردی! ما دیگه با تو کاری نداریم. اینطور شد که حضرت خدیجه تنها شدند ولی زندگی پر از مهر و محبت خودشون رو با رسول خدا آغاز کردند.
روزها به سرعت سپری شد. اکنون حضرت خدیجه و پیامبرصلیاللهعلیهوآله منتظرند... یک انتظار شیرین. بچهها مطمئنم همتون الان حدس میزنید که منتظر چی هستن؟! بله... منتظر به دنیا اومدن یک فرزند.
بچهها یادتونه گفتم حضرت خدیجه خیلی تنها شدن؟ دیگه کسی نبود که ایشون باهاش حرف بزنن، درددل کنن، از ناراحتیها و نگرانیهایشان بگویند. اما این وسط یک اتفاق خیلی عجیب افتاد. یک روز که پیامبرصلیاللهعلیهوآله داخل خانه شدند دیدند که حضرت خدیجه با کسی سخن میگویند؛ درحالیکه کسی در اتاق حضور نداشت. رسول خدا که این حالت را دیدند، از ایشان پرسیدند: «ای خدیجه! با چه کسی سخن میگویی؟»
بچهها به نظرتون ایشون داشتن با چه کسی صحبت میکردند؟ حضرت خدیجه فرمودند: «فرزندی که در شکم دارم با من سخن میگوید و مونس تنهاییهایی من است.» پیامبرصلیاللهعلیهوآله لبخندی زدند و فرمودند: هماکنون جبرئیل به ما مژده داد که فرزندمان دختر است و مادر یازده امام و جانشینان من روی زمین است. بچهها نمیتونید تصور کنید حضرت خدیجه چقدر از این خبر خوشحال شدند!
مدتی گذشت و تا اینکه زمان به دنیا دخترشان فرا رسید و حضرت خدیجه برای این امر نیاز به کمک داشتند. ایشون کسی رو به دنبال زنان قریش فرستاد؛ اما هیچ کدوم از اونها برای کمک به بانوی قریش نیامدند! حضرت خدیجه از این قضیه بسیار ناراحت بودند که ناگهان چهار زن که ظاهرشون شبیه به زنان بنیهاشم بود نزد حضرت خدیجه حاضر شدند... (ورود چهار زن بهشتی به روی سن)
حضرت خدیجه از دیدن زنان ترسید. یکی از آنها گفت:
یکی از زنان: ای خدیجه! نترس که ما فرستادگان پروردگار توییم. خداوند به ما فرمان داده تا نزد تو بیاییم و موجب دلگرمی تو باشیم و تا هنگام تولد فرزندت کنارت باشیم و تو را در انجام این امر یاری کنیم. من، ساره همسر حضرت ابراهیم هستم. (اشاره به سه زن دیگر) این، آسیه همسر فرعون؛ دیگری مریم، دختر عمران؛ و این کلثوم، خواهر حضرت موسی است.
با تولد حضرت زهرا نوری از وجود مطهر ایشان درخشید که همۀ شهر روشن شد. پیامبر وارد شدند، دخترشان را در آغوش گرفتند و بوسیدند و فرمودند: به خدا قسم تو پارۀ تن من و همسر جانشنین من هستی. در ادامه فرمودند: «تبارک الله احسن الخالقین»
بچهها حالا وقتش رسیده که اسم نوزاد معلوم بشه! یکی از ملائکه اومد و نام فاطمه را آورد. بعد از او جبرئیل وارد شد و پیام تبریک خداوند را به حضرت رسول رساند و در مورد معنای نام فاطمه عرض کرد: او شیعیانش را از آتش رهایی میبخشد.
بچهها شما تو این چند روز چه نامهای دیگری از ایشون یاد گرفتید؟ تونستید معنیهاشو پیدا کنید؟ بیاین با هم القاب و اسامی و معانیشون رو نگاه کنیم تا ببینیم کی بیشتر از همه جوابای درست داده.
(اجرای پاورپوینت)